شعبده باز کریس انجل

کریس انجل یک شومن با چهره ای زیبا و صدایی رسا

که همه ی مخاطبها را در وهله اول جذب خود میکند.

او ما را یاد ستاره های هالیود میاندازد.

ستاره هایی که بیشتر از اینکه اندیشه و حرف خود را بگویند عروسکهای اندیشه های دیگران هستند.

کارهایشان  خبری از اصالت و یا هنرنمیدهد.

البته  باید خاطر نشان کرد که کریس انجل بدون چون وچرا یک ستاره خوبی  است.

ستاره ای که اگر طراح شعبده بازی نمایشهای مختص خودش را به او میداد واو اجرا میکرد تحولی برای شعبده بازی میشد.

کریس تا حدودی میانبری را انتخاب کرده که زودتر به قدرت برسد.

البته به این قدرت رسیده و برای جهان یک سرگرمی خوبی بوده و به شهرتی رسیده که حتی در روستا هم نام او را بگویید میشناسند.

این سرگرمی اصالت شعبده بازی را زیر سوال میبرد،

اینکه آیا شعبده یک هنر است یا سرگرمی؟

کمتر شعبده ای در اجراهای کریس انجل وجود دارد که بشود به آن گفت مخصوص انجل بوده

ولی او توانسته از قدرت رسانه استفاده کند

او توانسته نمایشهای قبلا اجرا شده را دوباره در موقعیتی دیگر به نمایش بگذارد.

که البته انسجام گروه پخش و حرفه ای بودن گروه تولید برنامه اش

و همزمان بودن با فراگیری شبکه ی اجتماعی این قدرت را به او داد

که از این مرحله ی شغلی اش گذر کند و تبدیل به یک شعبده باز جهانی شود،

البته نباید قدرتهای حامی پشت پرده را بی تاثیر دانست،بی­ تاثیر که هیچ باید خود تاثیر دانست .

نکات مثبت کریس انجل در اجراهایش این هست که:

شعبده را در دید مردم عام جذابتر کرد.

یعنی با تنوع برنامه هایش و موضوع های همه پسند و از یک سکوی بلند (رسانه و تلوزیون) این اتفاق افتاد ،اتفاقی که مردم جهان هرچند با کیفیت و تعریف اشتباه از شعبده و شعبده باز ، با شعبده آشنا شدند.

در هر صورت این اتفاق همیشه بوده که از بعضی قدرتهایی(رسانه،سیاست و اهرمها) که آمدند به خوبی استفاده کردند مانند شعبده باز کریس انجل و کاپرفیلد(با این که کاپرفیل نباید کنار کریس انجل قضاوت شود ولی بخاطر مثال مجبوریم)

ولی بعضی ها تنها باتوانایی های خود پیش رفتند مانند دیوید بلین یا دیوید براون .

مطمئنا خنده دار خواهد بود ما این قدرتها را بی تاثیر بدانیم .

و این دست آوردها را تنها به توانایی های شعبده باز ربط بدهیم که کاپرفیلد بهترین نمونه ی آن برای تاریخ خواهد بود.

کسی که به زیباترین شکل ولایقترین شکل درخشید و از قدرت رسانه استفاده کرد .

و در اواخر سابقه ی کاری اش از طرف همین رسانه بلعیده شد .

در پایان

ما همیشه افرادی مثل کریس انجل را در هر هنر و در هر برهه تاریخ خواهیم دید،

کسانی که در ظاهر یک نفر هستند

ولی در پشت پرده یک مافیایی که آن صنعت را به تباهی میکشد و سعی میکنند به هر صورتی شده از آن صنعت پول دربیاورند

خواه یا نا خواه با همین اتفاقها افرادی که دنبال هنر هستند خواهند فهمید

هنر چیزی نیست که تکرار شود ویا در ساختنش همکاری یا باج داده شود ،بلکه هنر هر عصر تنها یک بار اتفاق خواهد افتاد.

بعد از آن نخاله ایی رشد خواهد کرد که درآمدزایی از آن هنر آرزو و هدفشان هست و بدتر از آن به آن ها ستاره نام خواهند داد.

 

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *